الفيض الكاشاني

328

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

تو مقدّم بر ديگران بر من نماز بگزار ، و بدان نخستين كسى كه بر من نماز مىگزارد خداوند جبّار است سپس جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل سپس فرشتگانى كه گرداگرد عرشند و شماره آنها را كسى جز خدا نمىداند و پس از آنها ساكنان هر آسمان پس از آسمان ديگر و بعد خاندانم آهسته و اشاره مانند بر من نماز مىگزارند و سلام مىدهند . با فرياد فرياد كننده و با صداى عصاهاى آهنى مرا آزار ندهيد . سپس فرمود : اى بلال مردم را فرا خوان ، هنگامى كه مردم اجتماع كردند پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله به علىّ بن ابى طالب عليه السّلام فرمود : مرا بر جاى بلندى بنشان و خود را تكيه گاه من قرار ده ، امير مؤمنان عليه السّلام آن حضرت را در حالى كه دستمالى بر سرش بسته شده بود بلند كرد و بر روى كرسى نشانيد خود را تكيه گاه شانه‌هاى او قرار داد . پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله حمد و ثناى الهى را به جا آورد و پس از آن به خودش اشاره كرد و مرگش را خبر داد . سپس فرمود : اى گروه مردم ! من چگونه پيامبرى براى شما بودم ، همه يك زبان گفتند : بهترين پيامبر فرمود : آيا با شما جهاد نكردم ؟ آيا دندانم نشكست ؟ آيا پيشانيم به خاك آغشته نشد ؟ آيا خون بر صورتم جارى نشد به طورى كه به پيشانى بر زمين افتادم ؟ آيا از نادانهاى قوم خود سختيها و رنجها تحمّل نكردم ؟ آيا از گرسنگى سنگ بر شكم نبستم ؟ همهء آنها گفتند : آرى اى پيامبر خدا بى شكّ تو در بلاها شكيبا و در برابر نعمتهاى خداوند شكر گزار بودى . از بديها نهى كردى و به نيكيها امر فرمودى خداوند بهترين پاداشها را از سوى ما به تو عنايت فرمايد . فرمود : و خداوند به شما نيز جزاى نيكو دهاد . سپس فرمود : اى مردم ! پس از من پيامبرى و پس از سنّت من سنّتى نيست ، هر كسى چنين چيزى ادّعا كند در آتش خواهد بود . اى مردم ! قصاص را زنده نگهداريد و حقّ صاحب حقّ را احيا كنيد ، پراكنده نشويد و تسليم باشيد . كَتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَ رُسُلِي إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ « 1 » . اى مردم ! پروردگارم فرمان داده و سوگند خورده كه از ستم ستمگرى نگذرد جز اين كه ستمديده عفو يا قصاص كند ، شما را به خدا سوگند مىدهم هر كس از سوى محمّد بر وى ستمى شده يا قصاصى براى اوست برخيزد و از من انتقام گيرد چه قصاص در دنيا نزد من محبوبتر از قصاص در آخرت در برابر چشم نظاره كنندگان است . راوى مىگويد : مردى كه او را سوادة بن قيس مىگفتند از جا برخاست و عرض كرد : پدر

--> ( 1 ) مجادله / 21 : خداوند چنين مقرّر داشته كه من و رسولانم پيروز مىشويم چه خداوند قوى و شكست ناپذير است .